دورت بگردم من عسل
دلم گرفته دلم تنگه برای نفسم برای دخترم.
خونه بدون عسل زندانی بیش نیست.
خیلی برام سخته نفسم اینکه برای چند ساعت ازت دور بشم و نبینمت.
امروز ساعت 7 تا گفتم عسلم بیدار شو تا بریم مهد زود بیدار شدی.
انقدر ذوق داشتی که نگو.
منم صبحونه برات آماده کرده بودم خوردی و رفتیم مهد.
بابا هم امروز مریض شده و خیلی حالش بده واسه همین اول رفتیم دکتر.
به بابا سرم زدن و من شمارو بردم گذاشتم مهد و زودی اومدم پیش بابا.
ولی چرا دروغ بگم دلم همش پیش تو بود. آخه خیلی معصومانه بدون اینکه گریه کنی بغلم کردی و ازم خداحافظی کردی .
بخدا دل کندن ازت خیلی سخته 
ولی خیلی هم خوشحالم که می تونی بدون من روی پای خودت بایستی و مستقل باشی.![]()
فدات بشم عسلم همه جونم و عمرم فدای یه لبخند شیرینت.
نور عینم همه زندگیم خیلی خوشحالم که شادی و انقدر به مهد و مدرسه علاقه داری.
الان ما اومدیم خونه و بابا یکم حالش بهتره.
منتظرم که زود ساعت 11:30 بشه و بیام دنبالت عشقم.
دیروز بردیم ازت عکس گرفتیم واسه مهد که امروز تحویل میدن.
اگه تونستم عکستو توی وبلاگتم میذارم نفسم.
الان میخوام برم برات غذا آماده کنم که اومدی خونه غذات آماده باشه عشقم. 
دیروز بابا برات یه قمقمه خریده که شما بهش میگی قمقم خیلی هم دوستش داری.
فدای اون دنیای بچه گانه و شیرینت بشم من زندگیم.
بوووووووووس یه عالمه برای دختر گلم برای عشقم برای نفسم.



دورت بگردم من عسل
